آن دختر تنها منم
میروم با چمدان کوچکم
و تنها با یک بدرود
هم اکنون ترکم گفته ای
اما در اندیشه پروازم شکی نیست
فریبی نیست
پر میکشم به آن آسمان
به آسمان دل تو
توئی که تمام گریه هایم بهر توست
توئی که با رفتنت اندیشه های طلائیه ذهنم را بردی
اما من اگر چه تنهائم
اما به دنبالت می آیم
تا بعد از انتهای جاده رفتن
زیرا که عشق را پایانی نیست.
+ نوشته شده در جمعه ۱۴ تیر ۱۳۸۷ ساعت 22 توسط النا
|